با ناامیدی و خشم و نفرت و شکست و باخت در زندگی

تیغ را روی رگ گذاشتم

در درونم یک نفر آهنگ شبهای ترس و تنهایی را برایم خواند:

متأسفم که هنوز زنده ای

/ 2 نظر / 3 بازدید
Rb1

خوشم اومد از تلخ نوشته های شما،ولی بیشتر بذارین بهتره. اسم جالبی واسه نوشته ها گذاشتین.

مژگان

'گاهی اوقات تو زندگی مرگ هم ادم رو پس میزنه